واژه جو

خیام | رباعیات | رباعی شماره ۱۴۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

قانع به یک استخوان چو کرکس بودن به ز آن که طفیل خوان ناکس بودن با نان جوین خویش حقا که به است کالوده و پالوده هر خس بودن

معنی خیام | رباعیات | رباعی شماره ۱۴۲ | واژه جو