واژه جو

خیام | رباعیات | رباعی شماره ۱۵۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

یک جرعه می‌کهن ز ملکی نو به وز هرچه نه می‌طریق بیرون شو به در دست به از تخت فریدون صد بار خشت سر خم ز ملک کیخسرو به

معنی خیام | رباعیات | رباعی شماره ۱۵۶ | واژه جو