واژه جو

خیام | رباعیات | رباعی شماره ۱۷۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

گر دست دهد ز مغز گندم نانی وز می‌دو منی ز گوسفندی رانی با لاله رخی و گوشه بستانی عیشی بود آن نه حد هر سلطانی

معنی خیام | رباعیات | رباعی شماره ۱۷۵ | واژه جو