واژه جو

خیره خند

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خیره خند. [ رَ / رِ خ َ ] (نف مرکب ) هرزه خند. (آنندراج ). آنکه بی خودی خندد. بیهوده خند. آنکه خندد نه بجا و بگاه : ذوق خنده دیده ای ای خیره خند ذوق گریه بین که هست آن کان قند. مولوی .

معنی خیره خند | واژه جو