واژه جو

خیرکین

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خیرکین . [ ] (اِخ ) از دیه های ساوه است . (از تاریخ قم ص ١٤٠ و ١١٤ و ١١٥).

معنی خیرکین | واژه جو