واژه جو

خیسانده

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خیسانده . [ دَ / دِ ] (ن مف ) نقوع و مصفای از هر داروی در آب قرار داده شده . (ناظم الاطباء). نقیع. منقوع . ترنهاده . (یادداشت بخط مؤلف ).

معنی خیسانده | واژه جو