خیشوم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(خِ) [ ع. ] (اِ.) ۱- بینی. ۲- بن بینی. ج. خیاشیم.مترادفها و واژههای مرتبطبینی، دماغ، غنهدماغهواژه قبلی: خیشخانهواژه بعدی: خیط