دابو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دابو. (اِخ ) (ابوالفضل ...) ظهیرالدین مرعشی می نویسد: دونگه در «دابو» (مازندران )اقامتگاه ابوالفضل دابو بوده است . رجوع به سفرنامه ٔرابینو ص ١١٣ بخش انگلیسی و ص ١٥٢ ترجمه ٔ آن شود.
دابو. (اِخ ) نام ناحیه ای به آمل مازندران (سفرنامه ٔ رابینو بخش انگلیسی ص ٤٠، ١١٢، ١١٣، ١١٦، ١٥٥). از بلوکات ناحیه ٔ آمل به مازندران . عده ٔ قری ٩١. مساحت آن ١٥ فرسنگ و مرکز آن مرزنگور است . حد شمالی آن دریای خزر و شرقی آن جلال ازرک بارفروش و جنوبی آن دشت سه هزار و غربی آن هزارپی می باشد و جمعیت تقریبی آنجا صد و پانزده هزار است .