داخال/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومداخال . (اِ) دارخال . فدان تازه که غرس کنند. دال خال . (شعوری ج ١ ورق ٤١٩).واژه قبلی: داحیواژه بعدی: داختن