داخش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
داخش . [ خ ِ ] (اِ) ناتوانی و کم زوری و بیماری : مبتلای علت داخش شده کار او شام وسحر نالش شده . میرنظمی (از شعوری ج ١ ورق ٤١٦). اما کلمه ظاهراً مصحف «داخس » است .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
داخش . [ خ ِ ] (اِ) ناتوانی و کم زوری و بیماری : مبتلای علت داخش شده کار او شام وسحر نالش شده . میرنظمی (از شعوری ج ١ ورق ٤١٦). اما کلمه ظاهراً مصحف «داخس » است .