داخلی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(خِ) [ ع - فا. ] (ص نسب.)<BR>۱- درونی، اندرونی.<BR>۲- مربوط به داخل یک کشور یا یک ناحیه یا یک مؤسسه و غیره.<br>
فرهنگ فارسی معین
(خِ) [ ع - فا. ] (ص نسب.) ۱- درونی، اندرونی. ۲- مربوط به داخل یک کشور یا یک ناحیه یا یک مؤسسه و غیره.
لغتنامه دهخدا؛ نسخه SQL
داخلی . [ خ ِ ] (ص نسبی ) منسوب به داخل، درونی . مقابل خارجی و بیرونی . اندرونی . باطنی . ♦ استعمال داخلی ؛ خوردن و آشامیدن و حقنه (در دوا) .مقابل استعمال خارجی، که اندرونی است . رجوع به داخلة شود.
فرهنگ واژگان سره
اندرونی، درونی، خانگی