داخیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
داخیدن . [ دَ ] (مص ) از هم جدا کردن . (برهان ). پشم و پنبه از هم جدا کردن . پراکنده کردن . (انجمن آرا). ◄ نظر بر چیزی افکندن . دیده ور شدن . (برهان ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
داخیدن . [ دَ ] (مص ) از هم جدا کردن . (برهان ). پشم و پنبه از هم جدا کردن . پراکنده کردن . (انجمن آرا). ◄ نظر بر چیزی افکندن . دیده ور شدن . (برهان ).