داد بردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
داد بردن . [ ب ُ دَ ] (مص مرکب ) (... از کسی )، دادخواهی کردن از او نزد دیگری : دل من بستدی چه دانم کرد هم بخواجه برم ز دست تو داد. فرخی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
داد بردن . [ ب ُ دَ ] (مص مرکب ) (... از کسی )، دادخواهی کردن از او نزد دیگری : دل من بستدی چه دانم کرد هم بخواجه برم ز دست تو داد. فرخی .