داد گرفتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
داد گرفتن . [ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) انتصاف . ستاندن حق خود از دیگری . ◄ حق کسی را از دیگری گرفتن، داد ستدن :خدا داد مرا از تو بگیرد؛ سزای ستمکاری ترا بدهد.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
داد گرفتن . [ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) انتصاف . ستاندن حق خود از دیگری . ◄ حق کسی را از دیگری گرفتن، داد ستدن :خدا داد مرا از تو بگیرد؛ سزای ستمکاری ترا بدهد.