دادبخشی
/vâže/
لغتنامه دهخدا (نسخه SQL)
دادبخشی . [ ب َ ] (حامص مرکب ) عمل دادبخش : ستمدیده را دادبخشی کنم شب تیرگان را درخشی کنم . نظامی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
/vâže/
لغتنامه دهخدا (نسخه SQL)
دادبخشی . [ ب َ ] (حامص مرکب ) عمل دادبخش : ستمدیده را دادبخشی کنم شب تیرگان را درخشی کنم . نظامی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی