دادبک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دادبک . [ ب َ ] (اِخ ) حبشی بن آلتونتاق یا امیر داد حبشی بن آلتونتاق، حاکم خراسان از جانب سلطان برکیارق . وی پس از آنکه سلطان سنجر از جانب برادر خود محمد برخراسان بجانشینی وی امارت یافت با سنجر به جنگ برخاست و در بوژگان کشته شد. نیز رجوع به امیرداد شود.
دادبک . [ ب َ ] (اِ مرکب ) رئیس عدالتخانه، دادک و مرکب از داد فارسی به معنی عدل و بک ترکی، ظاهراً مخفف بیوک، به معنی رئیس و سر و گویا قاضی عرفی بوده در زمان سلاجقه و پیش از آنان : دادبک از رای او دست ستم بندکرد زانکه همی رای او حکمت نابست و پند گر زره پند او داد دهد دادبک چوزه ز بن برکند شهپر بر بازو پند. سوزنی . رجوع به دادک شود.