دادخواهی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~.) (حامص.) عمل دادخواه، به حاکم یا قاضی شکایت بردن، تظلم.مترادفها و واژههای مرتبطتظلم، شکایت، فریادخواهی، مظلمهواژه قبلی: دادخواهواژه بعدی: دادر