دادفرما
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دادفرما. [ ف َ ] (نف مرکب ) آمر به عدل . دادفرمای . ◄ (اِ) پادشاهان عادل بزرگ . (برهان ). ◄ (اِخ ) ازنامهای حق تعالی . (برهان ) (صحاح الفرس ) : بغلتید پیش گروگر بخاک همی گفت کای دادفرمای پاک . اسدی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دادفرما. [ ف َ ] (نف مرکب ) آمر به عدل . دادفرمای . ◄ (اِ) پادشاهان عادل بزرگ . (برهان ). ◄ (اِخ ) ازنامهای حق تعالی . (برهان ) (صحاح الفرس ) : بغلتید پیش گروگر بخاک همی گفت کای دادفرمای پاک . اسدی .