دادکیش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دادکیش . (ص مرکب ) که عدالت آیین و دین دارد. با عدل . بسیارعادل . که عدالت با سرشت عجین دارد. مقابل ستم کیش، ظلم کیش . ج، دادکیشان : ز رای روشن و تدبیر ملک پرور اوست که دادکیشان بیشند و ظلم کیشان کم . سوزنی .