دادگاهی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ص مر.) مجبور به حضور در دادگاه برای محاکمه شدن.واژه قبلی: دادگاه صحراییواژه بعدی: دادگر