داد
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(مص مر.)، (اِ.) ۱- عطا کردن. ۲- بخشش، عطا. ۳- بهره، نصیب. ۴- گوشهای در دستگاه ماهور. ؛ ~ و ستد دادن و گرفتن.
و ستد (دُ س ِ تَ) (مص مر.) ۱- فروش و خرید، معامله، تجارت. ۲- دادن و گرفتن.
[ په. ] (اِ.) ۱- قانون. ۲- عدالت، انصاف. ۳- بانگ، فغان. ؛~ سخن دادن سخنوری کردن، نطق کردن. ؛~ کسی به هوا رفتن فریادش برخاستن.