دار و برد
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بَ) (اِمر.) کر و فر، گیرودار.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بَ) (اِمر.) کر و فر، گیرودار.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دار و برد. [ رُ ب َ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب ) گیرو دار و کَرّ و فَرّ و تبختر. (برهان ) : بپوشید رستم سلیح نبرد به آوردگه رفت با دار و برد. فردوسی . اگر شاه با شاه جوید نبرد چرا باید این لشکر و داروبرد؟ فردوسی .