واژه جو

دارابجردی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دارابجردی . [ج ِ ] (اِخ ) محمد دارایی متخلص به «شاه » که در دوره ٔصفویه میزیسته و مدتی در هند بوده و در هر علم کم وبیش آگاهی داشته است . نمونه ای از شعر او این است : جهدی کن و در راه خدا پا بردار زاد ره آخرت ز دنیا بردار با دست تهی مرو بدرگاه کریم آب از ساحل برای دریا بردار. (تذکره ٔ نصرآبادی ص ١٨٦).

معنی دارابجردی | واژه جو