واژه جو

دارمه گون

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دارمه گون . [ م ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان منگور بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد که در ٩هزارگزی باختر راه شوسه ٔ مهاباد به سردشت واقع و محلی است کوهستانی، سردسیرسالم و سکنه ٔ آن ١٥٥ تن است . آب آن از رودخانه بادین آباد و چشمه . محصول آن غلات، توتون، حبوبات و شغل اهالی آنجا زراعت و گله داری، صنایع دستی جاجیم بافی است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).

معنی دارمه گون | واژه جو