واژه جو

دارموی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دارموی . (اِخ ) نام ناحیه ای از آذربایجان بنزدیکی اردبیل بوده است و در تاریخ زندگی ابونصرمملان ممدوح قطران تبریزی نام آن آمده است و قطران در چکامه ای ضمن ستایش او گفته است : وغاش را بس، پیکار اردبیل، دلیل هنرش را بس پیکار دارموی بیان . (از کتاب احوال و اشعار رودکی ج ٢ ص ٧٠٩).

معنی دارموی | واژه جو