دار
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
و دسته (رُ دَ تِ) (اِمر.) (عا.) ۱- دسته، گروه. ۲- اطرافیان شخص، طرفداران.
[ ع. ] (اِ.) جایی که در آن سکونت کنند، سرای، خانه.
(اِ.) ۱- چوبی که مجرمانِ محکوم به مرگ را از آن حلق آویز میکنند. ۲- درختی که میوه نمیدهد.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
و دسته (رُ دَ تِ) (اِمر.) (عا.) ۱- دسته، گروه. ۲- اطرافیان شخص، طرفداران.
[ ع. ] (اِ.) جایی که در آن سکونت کنند، سرای، خانه.
(اِ.) ۱- چوبی که مجرمانِ محکوم به مرگ را از آن حلق آویز میکنند. ۲- درختی که میوه نمیدهد.