داغ آب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
داغ آب . [ غ ِ ] (ترکیب اضافی ) نشانی که از آب بر کاغذ یا جامه ٔ در آب افتاده پیدا آید. (آنندراج ). اثر تنیدگی آب بر کاغذ : مانند سیل عمر گرامی گذشت و ماند چون داغ آب یاد جوانی بدل مرا. تنها (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
داغ آب . [ غ ِ ] (ترکیب اضافی ) نشانی که از آب بر کاغذ یا جامه ٔ در آب افتاده پیدا آید. (آنندراج ). اثر تنیدگی آب بر کاغذ : مانند سیل عمر گرامی گذشت و ماند چون داغ آب یاد جوانی بدل مرا. تنها (از آنندراج ).