داغ برروی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
داغ برروی . [ ب َ ] (ص مرکب ) داغ بررو. کنایه از غلام و پرستار. (آنندراج ) : حبش داغ برروی فرمان اوست سیه پوشی زنگ ز افغان اوست . نظامی . رجوع به ترکیبات کلمه ٔ داغ و نیز رجوع به مجموعه ٔ مترادفات ص ٢٥٧ شود.