داغ رفتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
داغ رفتن . [ رَ ت َ ] (مص مرکب ) زایل شدن اثر داغ . داغ شستن . (آنندراج ). دور کردن داغ . مقابل داغ ماندن . (از آنندراج ) : ساقی ز می کدورت دل کم نمیشود بنشین که لاله داغ ز باران نمیرود. کلیم .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
داغ رفتن . [ رَ ت َ ] (مص مرکب ) زایل شدن اثر داغ . داغ شستن . (آنندراج ). دور کردن داغ . مقابل داغ ماندن . (از آنندراج ) : ساقی ز می کدورت دل کم نمیشود بنشین که لاله داغ ز باران نمیرود. کلیم .