واژه جو

داغ نشاندن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

داغ نشاندن . [ ن ِ دَ ] (مص مرکب ) قرار دادن داغ . داغ کردن : بزم صحبت گرم خواهی شمع آیین برفروز داغ را در سینه بنشان ناله را آواز کن . مخلص کاشی .

معنی داغ نشاندن | واژه جو