داغان کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
داغان کردن . [ ک َدَ ] (مص مرکب ) متلاشی کردن . از هم پاشیدن . از هم فروریختن و از هم فروپاشیدن چیزی را. ◄ پراکندن . متفرق کردن چیزی را. پراکنده ساختن چیزی را.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
داغان کردن . [ ک َدَ ] (مص مرکب ) متلاشی کردن . از هم پاشیدن . از هم فروریختن و از هم فروپاشیدن چیزی را. ◄ پراکندن . متفرق کردن چیزی را. پراکنده ساختن چیزی را.