داغستان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
داغستان . [ غ ِ ](اِ مرکب ) از: داغ، به معنی نشان آهن تفته و غم و اندوه و درد و مصیبت + ستان، پسوند مکان : به داغستان دل دادی سپه سالاری دردم به ملک غم ز آهم منصب صاحب لوائی ده . مخلص کاشی (از آنندراج ).
داغستان . [ غ ِ ] (اِخ ) (مرکب از داغ ترکی، بمعنی کوه +ستان ) نام خطه ای از قفقازیه واقع در شمال شرقی سلسله کوههای قفقاز و میان کوههای مذکور و دریای خزر بین ٤١ درجه و ١٥ دقیقه و ٤٣ درجه و ٢٢ دقیقه عرض شمالی و ٤٢ درجه و ٥٧ دقیقه و ٤٦ درجه و ٨ دقیقه طول شرقی و در ساحل چپ دریای خزر ممتدست، از جانب شمال به ایالت ترک و از جهت غربی به ایالت تفلیس و خطه ٔ گرجستان و از جنوب به ایالت بادکوبه و یلیزا و توپول و از شرق بدریای مازندران محدود میباشد. مساحت آن ٢٩٨٤٠هزار گز مربع است . داغستان ناحیتی است کوهستانی و نام آن نیز مبین همین مطلب است و از نواحی آن دربند، دمیرخان، شوارا، غونیت، قاضی قوموق، آندی، آوار، قایتاق، تباسران، دارغو، کورین سالور را میتوان نام برد. مردم داغستان از نژاد لزگی باشند، قومی تندرست و درشت چشم و زنانشان با گیسوهای بلند. دارای استعداد و هوش بسیار و زیرکی بیحد، آزاده و دلیر. موقعیت جغرافیایی آنجا ایجاب میکرده است که هیچگاه بواقعی اطاعت امراء و پادشاهان حاکم بر آن ناحیه را گردن ننهند. جنگهای شاهان صفویه و نادرشاه و آقامحمدخان در این ناحیه و دیگر سلاطین از ازمنه ٔ قدیم، بر این معنی گواهی صادق است . (از قاموس الاعلام ترکی ). در تاریخی از داغستان مضبوط در کتابخانه ٔ ملی ایران شرح زیر آمده است : داغستان بین چهل ودو تا چهل وچهار درجه عرض شمالی و شصت وسه تا شصت وشش درجه طول شرقی قرار دارد بحدود زیر: شرق : دریای خزر. شمال : رود ترک . غرب : املاک چرکسان و ادسا. جنوب غربی : گرجستان . جنوب شرقی : شروان . قسمتی از شمال شرقی آن بحسن مکانت معروف و بخصوص در سواحل دریا و رود ترک بر اثر وفور آب بسیار قابل زراعت است . قسمتی دیگر از شمال شرقی آن اگرچه حاصلخیز است ولی بواسطه بودن جبال صعب زندگی سخت و پرمشقت است . مسعودی داغستان را به سال ٣٤٢ هَ . ق . مرکب از سه ناحیه می آورد بدینقرار: اول : قیطاق که از دربند بطرف شمال واقع و حاکم نشینش سمندر یعنی ترخواست میگویند نوشیروان آنرا بنا کرد و بعد پایتخت خاقان خزر شد و چون سلمان بن ربیعه آنرا بگرفت خاقان پایتخت خود را به اتل برد. اهالی سمندر خزری و تعدادی مسلمان و یهودی بدانجا سا کنند. ابن حوقل میگوید طایفه ٔ روس در ٣٥٨ هَ . ق . سمندر را گرفت و عمارت و باغهای کثیر و آبادآنجا را ویران کرد. دوم : سریر که در جانب شمال غربی و به سه منزلی دربند قرار دارد شاه آنرا فیلان شاه میگویند که بر دین نصاری است . قول بعضی در تسمیه ٔ این شهر به سریر آن است که یزدجرد ساسانی چون از اعراب مغلوب شد تخت خود را بوسیله یکی از اولاد بهرام چوبین بکوه فتح یعنی قفقاز فرستاد و او آن تخت را بملکی که حالا سریر میگویند قرار داد. بعضی دیگر چون حکیم نظامی این ناحیه را سریر ازآن جهت میگویند که تخت کیخسرو در آنجا بغاری بوده است . و عقیدت گروه سوم بر آن است که شاه این ناحیه برکرسی زرین می نشیند. نزدیک سریر ملک رزه گران است که حالا کوسه چی مینامند. سوم : کوهستان قموق است که بر جانب شمالی سریر و غربی قیطاق قرار دارد مردم آنجا بر دین نصاری اند و ایشان را پادشاه نیست و از آنجا بملک «الان » میروند. (از تاریخ داغستان نسخه ٔ خطی کتابخانه ٔ ملی بشماره ٢٣٦٨). این ناحیه امروز در تصرف دولت روسیه است و یکی از جمهوریهای اتحاد جماهیر شوروی و دارای نهصدوسی هزار سکنه است . مرکزآن دربند و شهر مهم آن مخاچ قلعه (پترفسک ) است .