واژه جو

داغمه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

داغمه . [ م َ / م ِ ] (اِ) خشکی و آماس پوست خاصه در لبها از اثر حرارت خارجی یا درونی . خشکی و ترنجیدگی پوست لب بر اثر بیماری حاد یا تشنگی .

معنی داغمه | واژه جو