داغمه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مِ) (اِ.) ۱- خشکی لَب یا پوست. ۲- سفتی روی زخم. ۳- روغن بسته شده.واژه قبلی: داغلمهواژه بعدی: داغول