دالان داری/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اِمر.) پولی که دالاندار به عنوان انعام از خریداران اجناس کاروانسرا میگرفت.واژه قبلی: دالان دارواژه بعدی: دالای