دام عنکبوت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دام عنکبوت . [ م ِ ع َ ک َ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ابرکاکیا.تنیده ٔ عنکبوت . تسته ٔ جولاه . (آنندراج ) : در هر سری از هوای دل شور کسی است هر کس بدر کسی پی ملتسمی است بی روی تو مردمان چشمم در چشم گویی در دام عنکبوتی مگسی است . واله هروی (از آنندراج ).