دام نمک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دام نمک . [ م ِ ن َ م َ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) دامی که با بکار بردن نمک تعبیه سازند. ◄ مجازاً نمک گیر کردن کسی را : پرسیدمش ز صید لب خود گزیدو گفت صیاد را بدام نمک می توان گرفت . اسیر (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دام نمک . [ م ِ ن َ م َ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) دامی که با بکار بردن نمک تعبیه سازند. ◄ مجازاً نمک گیر کردن کسی را : پرسیدمش ز صید لب خود گزیدو گفت صیاد را بدام نمک می توان گرفت . اسیر (از آنندراج ).