دام و دد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دام و دد. [ م ُ دَ ] (ترکیب عطفی ) (ازدام + دد). به معنی حیوان اهلی و وحشی : اگر بد کنی چون دد و دام، تو جدانیستی هم تو از دام و دد. ناصرخسرو. چو بر نسبتی راند انگشت خود بخسبد بر آواز او دام و دد. نظامی . که داند که این دخمه ٔ دام و دد چه تاریخها دارد از نیک و بد. نظامی . شیر مگر تلخ بدان گشت خود کز پس مرگش نخورد دام و دد. نظامی . نیز رجوع به دام در معنی حیوان اهلی و شواهد ذیل لغت مذکور شود.