داماد کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دامادکردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) زن دادن پسری را. زن گرفتن و جشن عروسی بپا کردن برای او : شب زفاف کم از صبح پادشاهی نیست بشرط آنکه پسر را پدر کند داماد. ؟
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دامادکردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) زن دادن پسری را. زن گرفتن و جشن عروسی بپا کردن برای او : شب زفاف کم از صبح پادشاهی نیست بشرط آنکه پسر را پدر کند داماد. ؟