دامدار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دامدار. (نف مرکب ) دارنده ٔ دام . خداوند دام . صاحب دام . (بهردو معنی آلت صید و حیوان اهلی ). ◄ نگهبان دام . حافظ دام (بهر دو معنی تور و آلت صید، و حیوان اهلی ). ◄ صیاد. شکارکننده بدام . دامیار : جهان دامداریست نیرنگ ساز هوای دلش چینه و دام آز. اسدی . چو گوری بودم اندر مرغزاران ندیده دام و داس دام داران . فخرالدین اسعد (ویس و رامین ). فراوان رنج بیند دام داری بدشت و کوه تا گیرد شکاری . فخرالدین اسعد (ویس و رامین ). دامداران را بدان و دورباش از دامشان صیدنادانان شدن سوی خرد جز عار نیست . ناصرخسرو.