دامغانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دامغانی . (اِخ ) الحنفی . از معاصران المقتدی خلیفه ٔ عباسی است . بخلافت المقتدی بامراﷲ ابوالقاسم در محضر شیخ ابی اسحاق شیرازی و ابن الصباغ واین دامغانی بیعت شده است و هم بایام مقتدی درگذشته ... رجوع به تاریخ الخلفاء سیوطی ص ٢٨٠ و ٢٨٢ شود.
دامغانی . (اِخ ) مولانا شامی . رجوع به شامی و نیز رجوع به مجالس النفائس ص ٦٢ شود.
دامغانی . (اِخ ) منوچهری . احمدبن قوص بن احمد. شاعر معروف قرن پنجم هجری . رجوع به منوچهری شود : سوی تاج عمرانیان هم بدینسان بیامد منوچهری دامغانی . منوچهری .