دامی همدانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دامی همدانی . [ ی ِ هََ م َ ] (اِخ ) از فضلا و مدرسین عهد خودبوده و در ١١٧٣ هَ . ق . رحلت نموده است . از اوست : دگرانت نگرانند و من دل نگران نتوانم نگرم در تو ز بیم دگران رخ به پیران و جوانان بنما تا گسلند پدران از پسران و پسران از پدران . بدیر و کعبه دعوی تمامی مشنو از یاران که نه مستند مستان و نه هشیارند هشیاران . حال هیچ آشنا نمی پرسی یا همین حال ما نمی پرسی . (مجمع الفصحاء ج ٢ ص ١٢٩). رجوع به دامی شود.