واژه‌جو
معنی دانسته {[موضوع دانش]}، معلوم، بدیهی، مسلم، قطعی، بلاشک، شنیده، آموخته، دیده‌شده، شناخته‌شده، آشنا، جاافتاده، مشهور، معروف، منتشرشده، چاپ‌شده | واژه‌جو