داهر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
داهر. [ هََ ] (اِخ ) پادشاه قصبه ٔ دَیْبُل بود و بدست محمدبن قاسم ثقفی کشته شد. (منتهی الارب ). ◄ ظاهراً نام عمومی پادشاهان این ناحیه باشد. و نیز رجوع به ایران در زمان ساسانیان چ ٢ ص ٥٢٩ شود و آنجا از داهر که مغلوب خسرو پرویز شده است سخن رفته .
داهر. [ هَِ ] (ع ص ) سخت : دهر داهر؛ روزگار سخت . (منتهی الارب ).
داهر. [ هَِ ] (اِخ ) ابن محمدبن عبده ابوبکر الاصبهانی ساکن بصره و متوفی بدان شهر محدث است و بانگ نماز جامع بصره او گفتی و اوقات نگه داشتی . از ابوالهیثم خالدبن عبداﷲبن خالد مروزی روایت دارد. (ذکر اخبار اصفهان ج ١ ص ٣١٣).