واژه جو

داو یافتن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(تَ) (مص ل.) نقش نشستن به مراد، به هدف رسیدن.<br>

فرهنگ فارسی معین

(تَ) (مص ل.) نقش نشستن به مراد، به هدف رسیدن.

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

داو یافتن . [ ت َ ] (مص مرکب ) نقش نشستن بمراد. بهدف رسیدن .

معنی داو یافتن | واژه جو