داود اصفهانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
داود اصفهانی . [ وو دِ اِ ف َ ] (اِخ ) امام ظاهریه است . رجوع به داود ظاهری و نیز رجوع به داودبن علی بن داودبن خلف اصفهانی و خاندان نوبختی ص ١١٩ و روضات الجنات ص ٢٧٦ شود.
داود اصفهانی . [ وو دِ اِ ف َ ] (اِخ ) (میرزا...) فرزند میرزا عبداﷲ متخلص به عشق از سادات اصفهان است اما به نام خود داود تخلص مینماید. سلسله ٔ ایشان در دوران صفویه مشهور بودند و سلاطین صفوی مکرر با این خاندان وصلت داشته اند. میرزا داود داماد شاه سلیمان صفوی بود و بانواع کمالات موصوف . و دیری نیز تولیت و حکومت مشهد مقدس رضوی داشت . سلطان حسین صفوی مقام وزارت بدو تکلیف کرد، اما او نپذیرفت و در مشهد درگذشت . از اوست : بی تو از شعله ٔ آه دل دیوانه ٔ ما سیل دودی شد و برخاست ز ویرانه ٔ ما. نگوید آنکه بداند چه گوید آنکه نداند بحیرتم که سراغ وصالش از که بگیرم . (ریاض العارفین ص ١٩٤). و نیز رجوع به مجمل التواریخ گلستانه ص ١٧ و٢٩٩ شود.