داورستان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
داورستان . [ وَ رِ ] (اِ مرکب ) دارالقضاء. محکمه . عدالتگاه . (آنندراج ). دیوانخانه . دیوان عدالت : سرهنگان او را ستدند و در چهارسو بردند جای داورستان . (ترجمه ٔ دیاتسارون ص ٣٥٠).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
داورستان . [ وَ رِ ] (اِ مرکب ) دارالقضاء. محکمه . عدالتگاه . (آنندراج ). دیوانخانه . دیوان عدالت : سرهنگان او را ستدند و در چهارسو بردند جای داورستان . (ترجمه ٔ دیاتسارون ص ٣٥٠).