داوری گاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
داوری گاه . [ وَ ] (اِ مرکب ) محکمه . داورگاه . داوری گه . داورگه . دارالعدالة. ◄ مجازاً جنگ جای . آنجا که از مردان و از مردی آنان حکومت کنند : سکندر در آن داوری گاه سخت پی افشرد مانند بیخ درخت . نظامی . در آن داوری گاه چون تیغ تیز که هم رست خیزست و هم رستخیز. نظامی .