دای
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ.) هر چینه و طبقه از دیوار گلی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ.) هر چینه و طبقه از دیوار گلی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دای . (اِ) زنی که بچه را بشیر خود بپرورد. (آنندراج ). رجوع به دایه شود.
دای . (اِخ ) لقب بیگ یا امیر الجزایر (پیش از جمهوری شدن آن کشور).
دای . (اِ) هر چینه و رده و مرتبه را گویند از دیوار گلی . هر رده ٔ چینه و مهره ٔ دیوار گلی . داو. (برهان ). چینه، یعنی مرتبه ای از مراتب دیواری که از گل سازند. (آنندراج ) : هرچه بدان خانه نوآیین بود خشت پسین دای نخستین بود. نظامی . پی دیوار ایمان بود کارش ولی شد چاردای از چاریارش . جامی .