دایات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دایات . (معرب، اِ) ج ِ دایه فارسی : و دفع المولود الی الخواطن والدایات . (دزی ج ١ ص ٤٢٠). رجوع به دایه شود. ♦ ذات دایات ؛ که او را دایه ها باشد و آن تعبیر از زنی است شوی کرده که هر روز زنان دیگر پرستاری و تیمار داری او کنند. (از دزی ج ١ ص ٤٢٠).